صبح که بیدار شدیم، آفتاب صبحگاهی و زمینهای بارون خورده، یادمون آورد که در کشوری هستیم که چهار پنجم مساحتش را جنگلهای بارانی تشکیل میده! دیدن اونهمه ساختمان بلند و نوساز در میان درختهای بلند استوایی، سر راه رفتنمون برای بازدید از نمایشگاه شکلات بریلز و کاخ شاه، همه رو ذوقزده کرده بود. بیشتر از از این جهت که احساس می کردن. در این کشور زیبا، بهشون خوش میگذره .. راهنمای پاکستانی تور ، فهیم که کاملابه زبان فارسی مسلط بود . در مورد ساختمانهای مختلف شهر. مهاتیر محمدو نقش کلیدیش در پیشرفت مالزی و نمایشگاه چاپ دستی که قرار بود ازش بازدید کنیم ، صحبت می کرد.
باتیک یک نوع چاپ دستیه که طرحهای قشنگ و خاصی داره. . اما اغلب جنسهایی که در نمایشگاه بفروش می رسید. نسبتا گرون بودو با توجه به اینکه هر رینگیت مالزی ، تقریبا معادل ۲۵۰تومن ماست. روسریها و شالهاشون یکمقدار گرون بود اما اینقدر رنگارنگ و قشنگ بودند که آدم دلش می خواست همشونو بخره!
اما چون پارسال همونطور که یادتون هست کلاه گله گشادی سر خرید پارچه های هندی و دوخت هول هولکیش سرم رفت امسال فقط به دیدن نمایشگاه اکتفا کردم.
بعد از نمایشگاه چاپ دستی از کاخ شاه بازدید کردیم. مالزی بنا به گفته فهیم، ۱۴ ایالت داره که ۹ ایالتش شاه داره و هر ۵ سال یکبار شاه کشور از میان این ۹ شاه انتخاب میشه... عمارت اصلی قصر از اون نقطه ای که ما ایستاده بودیم، مشخص نبود.اما بیرون قصر و ورودی انجا با دروازه قشنگش و سربازهایی که ایستاده بودند، نشون می داد که ساختمان اصلی باید جای خیلی جالبی باشه.. این چند تا عکس را از اونجا ببینید. ..
هنوز هم خیابونها پر بود از تبریکهای عید فطر و به نظر می رسید هنوز این عید نگذشته، مردم و صاحبان بازارهای بزرگ وچند طبقه شهر دارن خودشون را برای کریسمس آماده می کنن . تازه هندوها یک عید دیگه رو هم پشت سر گذاشته بودن که هنوز تبریکهای اون عید هم در خیابونها به چشم می خورد. دیپاولی، جشن نور هندوها...
نکته: دلیل تاخیرم در نوشتن سفرنامه. عوارض سفر است. که هنوز دارم پسش میدم کلی کلاس جبرانی و امتحانهای میان ترم عقب افتاده و یکخورده دلتنگی که فکر نمی کنم اصلا چاره ای داشته باشه.. می خواستم طولانی تر بنویسم اما نشد!بذارین حالم بهتر میشه باحالتر می نویسم.